نامه سی ام
**** دستانم برای اجابت دعاهایت ، دو دست کوچک امیر را روانه می کند ، من تنها به آمینی بسنده می کنم **** معجزه ات می آید تو می گویی من می گویم و خدا اجابت می کند دعای از سر صداقتمان را سال دیگر معجزه در آغوش روضه عای اصغر رباب را می گیری و نم نم اشکت گونه ی معجزه ات را خیس می کند و من لذت می برم از دیدن این صحنه ****


